خواجه نظام الملك الطوسي
214
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
و به دو كدخداى بيران . » و هر دو كس هميشه در دل مىانديشند كه « اگر من در اين كار بواجب رنج برم و تيمار دارم « 1 » و نگذارم كه هيچ خلل راه يابد خداوندگار ما چنان پندارد كه اين از كفايت و هنريار من است نه از اهتمام و كوشش و جلدى من . » و آن پيوسته همين انديشه كند و چون بنگرى مادام آن شغل بر خلل باشد و اگر فرماينده گويد « تيمار اين شغل چرا نداشتند و تقصير كردند ؟ » اين گويد « او تقصير كرد » بهانه بر او افكند ، و او گويد « همه تقصير اين كرد » و جرم بر اين نهد . چون بعقل و اصل بازگردى نه اين را جرم باشد و نه آن را . همه جرم آن كس را باشد كه دو مرد را يك شغل فرمايد . و هر آنگاه كه وزير بىكفايت باشد و پادشاه غافل نشانش آن باشد كه يك عامل را از ديوان دو عمل فرمايند يا سه و پنج و هفت . و امروز مردم هست كه بىهيچ كفايتى كه در او هست ده عمل دارد و اگر شغلى ديگر پديدار آيد هم بر خويشتن زند و اگر سيمش بذل بايد كرد بذل كند و به دو دهند و انديشهء آن نكنند كه « اين مرد اهل اين شغل هست يا نه ، كفايتى دارد [ 94 a ] يا نه ، در دبيرى و تصرف و معاملت راهى برد يا نه ، و چندين شغل كه در خويشتن پذيرفته است بسر تواند برد يا نه ؟ » و باز مردان كافى و شايسته و جلد و معتمد و كارها كرده محروم گذاشتهاند و در خانهها معطل نشستهاند و هيچ كس را انديشه و تمييز آن نمىباشد كه « چرا بايد كه مجهولى بىكفايتى ، بىاصلى بىفضلى چندين شغل دارد و معروفى اصيلى و معتمدى يك شغل ندارد و محروم و معطل باشد خاصه كسانى كه بر دولت حق واجب گردانيده باشند و خدمتهاى پسنديده كرده و شايستگى نموده . » و عجبتر دارد از اين بنده « 2 » ، به همه روزگار شغل به كسى فرمودندى كه او هممذهب و هماعتقاد او بودى
--> ( 1 ) - + و تيمار دارم N ( 2 ) - و عجبتر دارد ازين بنده N : و عجبتر از اين همه انك PC